تبليغاتX
دریای آرام

دریای آرام
فقط برای خودم.......می نویسم.............


سلام

 

سلامی به تب و تاب عید

سلامی به شلوغی خیابان ها

خیابون ها شلوغ   !!!!!!!!!!!!!!!!!

 ادم هائی که واسه ی خرید اومدن زیاد  !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 جنس ها گرون و سرسام اور !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سلامی به تو خواننده ی عزیز وبلاگ تنهائی که خیلی دوستت دارم

 

برای عیدتون خرید کردین؟

چیز هائی که خواستین پیدا کردین؟

 

برای این پست به جهت اینکه به سال جدید نزدیک میشیم و امیدوارم همه مثل شاداب و خندون باشین در نظر دارم

شعر های  یک بیتی که شاعران عزیز میهنمون درباره ی گفتن بنویسم.

 

امیدوارم لذت ببرید

 

 

 

 


 نعمتی است هدیه فرستاده از بهشت

ای فروش چه فروشی برای سیم


دریغا که بی ما بسی روزگار

برویدو بشکفد نوبهار


هرگز این دورو لاله نمی خواستم از بخت

که حریفان همه زار از من و من از همه بیزار


باغبان خار ندامت به جگر می شکند

برو ای که سزاوار همان چینی


به بوی ز خواب بیخودی بیدار شد بلبل

زهی خجلتکه معشوقش کند بیدار عاشق را!


دلم در برگ ریزان محبت

تو را از بین ها ارزو کرد!


 

 

نکته های اموزنده:

 

روزی که در ان خدا را نا فرمانی نکرده باشیم عید است

بی نیاز ترین مردم کسی است که گرفتار حرص نباشد

خویشاوند کسی است که به انسان محبت دارد اگر چه بیگانه باشد

در براوردن نیاز های افراد با ایمان و شادمان ساختن و دفع نا گواری هایشان نهایت کوشش را به کار ببرید

 

 

 

از تمامی کسانی که در پست قبل تنها را از تنهائی نجات دادند

خواهشمندم که برای این پست نیز تنها نگذارند

 

 

امیدوارم لذت برده باشید

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 21:59 توسط نگار |


به نام خدائی که انسان را ازاد افرید

 اول از روی ادب ای گل بی خار سلام               دوم از روی محبت به تو دارم پیام                             

سلام

سلامی که رنگ و بوی دیگری دارد 

سلامی که رنگ و بوی تنهائی  می دهد

اما این تنهائی فقط در وبلاگ نویسی احساس می شود

من یک نوجوان هستم که در عرصه ی وبلاگ نویسی تنها مانده ام

 

به نیکی یاد باد ان روزگاری                              که بود اندر کنارم چون تو یاری

 

 

 

دیدم که روی شانه هایم شانه هایت نیست

من شمع بودم

تو ولی پروانه هایت نیست

از شاخه هایت سبز برگ مرگ می ریخت

رنگ بهارانی

ولی       گلخانه هایت نیست

چشمانم از سوسوی چشمان تو می سوخت

ان چشمه ی چشمک زن دزدانه هایت نیست

عشق زمینی نیست گفتی اسمانی ست

من مست بودم

تو ولی میخانه هایت نیست

گفتی که بسیار عاشق دیوانه داری

این جا به جز من ردی از دیوانه هایت نیست

این جا کسی عاشق تر از من

اشنایت نیست

جز عاشقی نا اشنا

بیگانه هایت نیست........

 

                                                             

  زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری   

   به چیزی که گذشت غم نخور به ان چه پس از ان امد لبخند بزن   

   دو۳ت واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند  

    دو۳تت ندارم به خاطر شخصیت تو بلکه به خاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا می کنم  

 

 

امیدوارم از نوشته های بیهوده و باطله ی من نوشته های ارزشمند بسازید 

با کامنت هاتون منو از تنهائی نجات بدین 

در انتظار کامنت هاتون هستم  

 

   کامنت یادتون نره  

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 16:55 توسط نگار |


از هرچه بگذریم سخن دوست خوش تر است

سلام

سلامی به وسعت یک نسیم

سلام به دوستانی که هرگز دوستان خود را از یاد نبرده و نخواهند برد

من فقط برای خودم می نویسم زیرا برخی از دوستانم من را از یاد برده اند.

اما در این میان از محبت و عنایت یکی از دوستانم نمی توانم به سادگی در گذرم.

بله عزیزم ستاره جان مقصودم توئی.

تو هرگز من را از یاد نبرده ای

با بهترین واژه ها می گویم

ستاره ی عزیزم دوستت دارم.

 

عزیزم با بهترین واژه از مهربانی می گویم دوستت دارم

http://eyvanetamasha.blogfa.com

 

در وبلاگ قبل از شاد بودن نوشته بودم

اما اکنون می گویم صادق و راستگو باشید

و

صادق بودن را یکی از اصول مهم در زندگی قرار دهید

و

به ان پای بند باشید.

 

تا به حال کسی را از صمیم قلب دوست داشته اید

اگر تا به حال این چنین نبوده است

ولی در دوران های دیگر زندگی

مطمئنا برایتان اتفاق می افتد

که از صمیم قلب دوستدار کسی باشید.

 

توصیه می کنم شعر زیر را حتما بخوانید:

 

 

عشق را از نگاه اشنایش می شناسند

و محبت را

از لبخند ساده اش

مهربان

دوستت دارم

و این کلام زیبا را

به هزار زبان زنده ی دنیا

تکرار می کنم:

 

...I LOVE YOU

احبك

ژوتم...

 

اگر سروده ي زير را بخوانيد قطعا پشيمان نمي شويد

ولي اگر ان را نخوانيد به عقيده ي من پشيماني به دنبال خواهد داشت.

 

 

اگر مي دانستيم

چه ساده

عشق را مي توان پرواز داد

و چه اسان

غربت تنهاي ميخك را

بر شانه ي زرد علف روياند

هرگز

پنجره ها را نمي گشوديم و هرگز

در راز يك گل

شناور نمي شديم.

 

 

سروده ي اول از

جناب اقاي كاظم عابديني مطلق

و

سروده ي دوم از

سر كار خانم سيمين دخت حسيني.

 

هیچ گاه صادق بودن را در زندگی فراموش نکنید

به امید ان روز که هیچ یک از مردم این کره ی خاکی دروغ نگویند

بیائید با دروغ گوئی به مبارزه بپردازیم.

.

.گشاده رویی خشم و کینه را از بین می برد.

.فروتنی نعمتی است که مورد حسادت واقع نمی شود.

.صحت و تندرستی بهترین بخشش خداوند است.

.گرفتاری انسان ها از جهل نیست از تنبلی است.

.هر وقت با خدا دوست شوی و بزرگی او را احساس کنی متوجه می شوی که هیچ کس مثل او نیست.

 

 

دوستان عزیزم همواره و بی صبرانه در انتظار کامنت های شما شب را به روز و روز را به شب می گذرانم

نظر یادتون نره

نکنه بیاین  و بدون نظر ما رو بذارین و برین

منو تنها نذارین

 

......صادق و راستگو بودن را فراموش نکنید........

 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 23:50 توسط نگار |


سلام

شاد بودن در زندگی خیلی مهمه سعی کنید همیشه شاداب باشید تا همه از بودن در کنار شما لذت ببرند.

امیدوارم از این پست لذت ببرید:

بعضی ها وقتی می بینند مطالب وبلاگ حجیم و زیاد است ان ها را مطالعه نمی کنند اما زیبا هستند جز ان دسته انسان

ها نباشید و همیشه مطالب بلند را نیز بخوانید.

 

 

متنوی علم و عمل

دو در دارد این باغ ای با خرد

یکی می رسد دیگری می رود

ولی نیست در ان مجال درنگ

ندارد تماشا در و بوم و رنگ

نوشته است بر هر گل و شاخ و برگ

کزین ها نبوئید جز بوی مرگ

کسانی که هستند در این جهان

بپرسند احوال پیشینیان

که بودندشان از شما بیشتر

زر و زورشان از شما بیشتر

دل جمله شان از جهان پاک شد

متکای خشت و تشک خاک شد

قوی پنجگان مردمان غیور

شدند عاقبت طعمه ی مار و مور

شنیدی اگر قصه ی کیقباد

ندیدی که شد خاک و خاکش به باد

چو دیدی اگر مرگ همسایه ات

بکن خود حسابی ز سرمایه ات

همین خانه ای را که داری مکان

بود خاک و خشتش تن مردگان

تو هم گر به اعضای خود بنگری

شوی خشت بر خانه ی دیگری

بیا با خداوند عالم بساز

که هم چاره سوز است و هم چاره ساز

چو ساعی بزن گوی علم و عمل

به عون خداوند عزوجل

 

(برگرفته از کتاب چهل پند حکیمانه از قران کریم)

 

 

 

دوران کودکی ما ادم ها دوران پر شور و هیجانی است ادم خیلی با خبر نیست که در دنیای اطرافش چه می گذرد و

قرار است چه اتفاقاتی در دوران های دیگر زندگی برایش پیش بیاید.

 

کجاست ان کودکی که من بودم

در من است هنوز یا رفته؟

ایا می داند که هرگز دوستش نداشتم

و می داند که هرگز دوستم نداشت

چرا این همه وقت گذراندیم تا بزرگ شویم

فقط برای انکه از هم جدا شویم؟

وقتی کودکی ام مرد

چرا هر دو نمردیم؟

و اگر روحم دور افتاده است

چرا اسکلتم دنبالم می کند.

 

کیست در شهر که از دست غمت داد نداشت

هیچکس همچو تو بیدادگری یاد نداشت

گوش فریاد شنو نیست خدایا در شهر

ورنه از دست تو کس نیست که فریاد نداشت

خوش به گل درد دل خویش به افغان می گفت

مرغ بیدل خبر از حیله ی صیاد نداشت

عشق در کوه کنی داد نشان قدرت خویش

ورنه این مایه هنر تیشه ی فرهاد نداشت

جز به ازادی ملت نبود ابادی

اه اگر مملکتی ملت ازاد نداشت

فقر و بدبختی و بیچارگی و خون جگر

چه غمی بود که این خاطر ناشاد نداشت

هر بنایی ننهادند بر افکار عموم

بود اگر ز اهن او پایه و بنیاد نداشت

کی توانست بدین پایه دهد داد سخن

فرخی گر به غزل طبع خداداد نداشت.

(فرخی یزدی)

 

 

انکه تو را هشدار داد چون کسی است که تو را مژده داد.(امام علی ع)

عاجز ترین مردم کسی است که از دعا کردن ناتوان باشد و بخیل ترین مردم کسی است که از سلام کردن بخل بورزد

(امام حسین ع)

اگر ارام حرکت کنید به مقصود دست یابید یا به ان نزدیک شوید(امام جواد ع)

شجاعت به زور و بازو نیست

به قدرت اراده است.

 

 

 

 

 

امیدوارم از مطالب این پست لذت کافی را برده باشید

به خدای منان می سپارمتان

در لابه لای بازدید هائی که می کنید از ما هم یادی بکنید و سری هر چند کوتاه مدت به من هم بزنید

شاد بودن را فراموش نکنید

 

 

 

.

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 15:33 توسط نگار |